وقتی احساس می کنی که چیزی رو دارم
اون رو از دست می دهم
توانگری در استغنا ست؟
داشتن در نداشتن است؟
یکهو یاد قسمت به خصوصی از مادی نیاصرم شدم
مادی تازه ده دوازده ساله است که صائب کنارش خوابیده
چند ماه بعد چند مغازهی لنت کوبی و تراشکاری ...
بعد از اردیبهشت
خانهای قدیمی ...
و کم کم مادی در پانزده شانزده سالگی به آپارتمانهایی زیبا می رسد
که عاشقشان می شود
و عاشق عشاقی که کنارش می نشنینند
و پسران جوان تنها که تازه سیگار کشیدن را آغاز کرده اند
و ساقیان حشیش و غیره
یا آنانکه وفور دارند به این متاع ... متاع ناب ...
در همان اوان است که کلانتری کنار بستر مادی بنا شده است
آه ای مادی نیاصرم!
برچسب:
نویسنده: هستی بختیاری